بازگشت به خویشتن

بازگشت به خویشتن

راه درست انتخاب مسیر

یک شترمرغ پرواز نمی کند اما او را جزو پرندگان می دانیم. ویژگی خاص شترمرغ «دویدن» است. بقیه قابلیتهای پرندگان را هم دارد الا پرواز کردن اما با ویژگی «دویدن» خاص شده است.

راه انتخاب درست مسیر «برگشتن به خود» است.

به خودت نگاه کن. خودت را مطالعه کن.

اگر شتر مرغ برای پرواز تلاش کند به خودش برنگشته! باید ببیند که چه پاهای بلند و قوی دارد. ببیند که شکل فیزیکی اش فرق دارد، کف پا با بقیه پرندگان فرق می کند و برای دوندگی هماهنگی دارد. وقتی مطالعه میکند، می فهمد که بالش ضعیف است، پاهای قوی دارد. به جای اینکه روی ضعف، پافشاری کند قوت را قوی نگه می دارد. پس به استعداد، توانایی و قابلیت می رسد.

افرادی مثل فروید یا آدلر در روان‌شناسی، خودشان را مطالعه کردند. ممکن است بعضی جاها از نظر ما اشتباه باشد اما از آنجایی که قالب همه ما آدمها یکی است می‌بینیم خیلی جاها صدق می‌کند.

بین همه نقاش ها 5 رنگ اصلی سرد و گرم و خنثی یکی است. همه، همان خصوصیات را پر رنگ یا کم رنگ می‌کنند. برای همین هیچ مکتب روان شناسی به طور مطلق قبول و رد نمی‌شود. اما نقاش هست که سایه زن خوبی است (رامبراند). بهترین سایه زن، نهایتا مانند خودِ رامبراند سایه می زند. این یعنی قابلیت و توانایی فرد.

در مسیر زندگی هم باید «روی خومان مطالعه کنیم» و به قابلیت و توانایی فردی برسیم.

راه درست مطالعه خود

راه درست انتخاب مسیر، بازگشت به خود یا «مطالعه خود است» اما راه درست مطالعه خود چیست؟

من قدیم که مستندهای راز بقا را می‌دیدم با خود می‌گفتم چرا اینها فقط تماشا می‌کنند که چطور حیوان شکار می‌شود؟! چرا هیچ مداخله ای نمی کنند تا آن را نجات بدهند؟! جواب این است که «چون هدفشان مداخله نیست بلکه مطالعه است».

مطالعه روی خود باید بدون هیچ دخل و تصرفی باشد. مطالعه یعنی «شناخت و بررسی بدون مداخله». ولی ما عادت داریم بیشتر مداخله میکنیم.

تغییر، زمانی اتفاق می افتد که شما مطالعه را کامل کرده باشی، سپس به بینشِ بیشتر رسیده باشی و بعد روی آن موضوع کار کنی.

یک اصطلاح کاربردی دارم که می‌گویم «وقتی قِلِق خودت را گرفتی به سمت خوب شدن و خوب بودن تغییر میکنی».

تغییر کردن یا بهتر شدن؟

این که آدمها سعی در «تغییر دادن» دارند غلط است. باید سعی در «بهتر شدن» داشت، در این صورت تغییر هم اتفاق می افتد.

وقتی سعی میکنیم همدیگر را تغییر بدهیم اتفاقی رخ نمی‌دهد. مانند زن و شوهری که دائم دعوا میکنند سعی میکنند همدیگر را عوض کنند. جواب نمی دهد. باید سعی در بهتر شدن داشت.

وقتی هدف تو فقط «تغییر» دکوراسیون دفتر کار یا منزل است می‌بینی به دلت نچسبید. اما وقتی هدف، «بهتر کردن» دکور یا فضای نوری است، آنوقت هدف مشخص داری: می‌گویی «می‌خواهم فضای نوری دفتر یا منزلم بهتر باشد پس دیوار را رنگ سفید میزنم، چیدمان لامپها را عوض میکنم، نور غیر مستقیم می دهم…» بعد می‌بینی تغییر اتفاق افتاد.

«تغییر یک هدف نیست، یک فرایند است، پس بدنبال «بهتر كردن» باشيم نه فقط تغيير كردن.

وقتی قِلِق خودت را گرفتی،

به سمت خوب شدن و خوب بودن تغییر میکنی

ممکن است علاقه‌مند باشید:

مبنای خوشبختی احساس آن است
مبنای خوشبختی احساس آن است

آیا الان احساس خوشبختی داری یا نه؟! اگر احساسش را داری همیشه خوشبختی، چون «خوشبختی مسیر است نه مقصد!» و «مبنای خوشبختی احساس آن است».

صبر گنجینه است
مجموعه ویدیوها در مورد «صبر»

عامل ویرانی و نابودی ما کم حوصلگی ماست پس باید صبور باشیم. صبر نه عکس العمل از روی ناچاری است، نه منفعل رفتار کردن است، بلکه یک «انتخاب کاملا آگاهانه» است. در این مجموعه 5 قسمتی بطور موشکافانه با «صبر» و نحوه رسیدن به آن آشنا خواهید شد.

یک پاسخ

دیدگاه‌ها بسته‌اند.